ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
484
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
ظاهرا كمتر مستعد ابتلاى به اين مرض هستند ؛ در بين بيمارانى كه من آنها را عمل كردم فقط چهار تن از آن نژادها بودند و ضمنا هيچ موردى از سياه - پوستان يا كسانى كه نژاد خالص مغولى دارند و به اين مرض مبتلا باشند ديده نشد ولى سه كودك كه نژاد مخلوط مغولى و قفقازى داشتند در بين بيماران من بودهاند . از نظر سنى مىتوان گفت كه از 158 تن بيمار عمل شده توسط من 126 تن در سنين كودكى و فقط 32 نفر در سنهاى كمال عمر و كهولت بودند . برحسب آنچه گفته شد اين بيمارى بيشتر از همه در سالهاى كودكى و يا دوران شيرخوارگى آغاز مىشود و رو به رشد مىگذارد . دفع سنگهاى كوچك از كودكان دو تا سه ساله امرى است كه هر روز اتفاق مىافتد . قبل از دفع معمولا در يك طرف بدن درد شديدى در ناحيهء روده احساس مىشود كه متعاقب آن ادرار خون و ساير ناراحتيهاى دفع ادرار بروز مىكند . اگر سنگريزهء كليه به خارج راه نيابد يا در مجراى تنگ ميزراه مىماند و با ايجاد مانع در جريان ادرار باعث مرگ مىشود يا به روى سنگ قشرهائى بعدى ايجاد مىگردد و تبديل به سنگ مثانه مىشود . بدين ترتيب مىتوان به دقت معلوم كرد كه در چه روزى سنگ مثانه بوجود آمده است . در سنهاى بالا بندرت دفع سنگريزه توأم با درد روده مشهود مىشود ؛ فقط من با سه مورد از اين حالت آشنائى دارم كه يكى از آنها پيرمردى هفتاد ساله بود . از بين تعداد زياد كودكانى كه من سنگ آنها را عمل كردم در مقابل شمار قليلى از بالغين بالاتر از بيست و يك سال به اين نتيجه رسيدم كه كودكانى كه از سنگ رنج مىبرند هرگاه خوب تغذيه شده باشند مىتوانند چند سالى در برابر بيمارى پايدارى كنند ولى اگر از شر آن رهائى نيابند بندرت به سنهاى كمال مىرسند و اين مطلبى است كه هم من خود در اثر تجربهء شخصى به آن پى بردهام و هم اطلاعاتى كه ديگران به من دادهاند به قدر كافى مؤيد آن است . اما به حق اين افتخار را نصيب شخص خود مىدانم كه عموم مردم را با عمل سنگ در ايران آشنا كردم و در تدريس و عمل اصول لازم را به شاگردان خود آموختم و نه تنها تعداد كثيرى انسان را از مرگ نابهنگام نجات بخشيدم بلكه ورطهاى را كه بسيارى از كودكان ايرانى را به كام خود مىكشيد از بين بردم . همانطور كه به مناسبت ديگرى يادآور شدم همواره عمل را در هواى آزاد و زير آسمان انجام مىدادم و دستور مىدادم بيماران در جريان مداوا در ايوانى بسر برند ، حتى اگر درجهء حرارت به دو درجه بالاى صفر مىرسيد فقط مىبايستى خوب در لحاف گرمى پيچيده شده باشند . اين طرز درمان و سرعت حيرتانگيزى كه در بهبود زخمها در هواى آزاد مشهود مىشد ، موجب گرديد كه تقريبا در تمام عملها كار به خير و خوشى برگذار گردد . از 126 عملى كه در مورد اشخاص زير بيست و يك سال انجام دادم فقط يك نفر مرد و آن هم در اثر خطائى بود كه خود مرتكب شدم . از سى و دو نفرى كه بيش